غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
59
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بدار السلام * بجاى نبى بود و تاريخ اوست وفات النبى عليه السلام مولانا سعد الدين كاشغرى در اوايل حال به تحصيل علوم مشغولى نمود و اكثر كتب متداوله را مطالعه فرمود و بالاخره بسلوك راه زهد و تقوى پرداخته در سلك مريدان و خلفاء مولانا نظام الدين خاموش انتظام يافت و در پرتو انوار رياضت بر وجنات احوالش تافت و شعشه لوامع معرفت باطن فرخندهميامنش را روشن گردانيد و بر سجادهء ارشاد نشسته بسيارى از سالكان را بمرتبه ولايت رسانيد در مطلع سعدين مسطور است كه در اوايل جمادى الآخرى سنه ستين و ثمانمائه مولانا سعد الدين مريض شده صاحب فراش گشت و در غلباب مرض و شدت و ضعف واقعه بر زبانش گذشت مضمون آنكه مرا ميان بودن و رفتن مخير ساختند من بنابر آنكه اطفال صغير داشتم بودن اختيار كردم و جناب مولوى بعد از اظهار اين سخن به دو روز فى يوم الاربعا در سادس جمادى الآخرى سنه ستين و ثمانمائه وفات يافت و در سر خيابان مدفون شد مولانا شمس الدين محمد عرب در مطلع سعدين مذكور است كه مولانا شمس الدين محمد عرب مردى درويشوش پسنديدهاخلاق بود و دامن عرض خود را باغراض دنيويه كمتر مىآلود اما رياست دوست مىداشت و چون ميرزا بابر بوى التفات نمىكرد پيوسته بسخنان فريبنده نقش محبت ميرزا علاء الدوله بر صحيفهء خاطر مردم مىگماشت بلكه مردم را بسلطنت او دعوت مىنمود و از متابعت ميرزا بابر منع مىفرمود و در سنه ستين و ثمانمائه سيد عبد اللّه نامى از جانب لرستان در شيوهء سپاهيان بدار السلطنه هراة رسيد و با جناب مولوى در هوادارى ميرزا علاء الدوله همداستان گرديد مقارن آنحال داروغگان هراة شخصى را گرفته پيش ميرزا بابرآوردند كه بطريق تجسس از نزد ميرزا علاء الدوله آمده بود و به خدمت مولانا محمد عرب و سيد عبد اللّه مكاتيب آورده بنابرآن ميرزا بابر سيد را باندخود فرستاد و جناب مولوى را بسيستان گسيل كرد و جاسوس را بكشت و مولانا محمد هم در سيستان متوجه عالم آخرت گشت اين بيت از منظومات اوست كه بيت كسى محرم شه بجز شاه نيست * ز احوال شه جز شه آگاه نيست . قاضى عبد الوهاب مشهدى از اصناف فضايل و كمالات بهرهور بود و در انشاء نظم و نثر يد بيضاء مىنمود گويند نوبتى يكى از ظرفا را در صنعت مقلوب مستوى اين عبارت بخاطر رسيد كه مرادى دارم و بعرض قاضى رسانيد آن جناب اندك تاملى كرده به همان صنعت جواب داد كه برآيد يا رب اين قطعه در مدح خواجه وجيه الدين سمنانى كه از ساير وزراء ميرزا بابر اعتبار بيشتر داشت از نتايج طبع قاضى عبد الوهاب است نظم وزيرى كز براى مسندش زيبد كه هرروزى * فضاى چرخ ديوانگهء شود خورشيد قاليچه اگر مقدار گرد